تاج الدين احمد وزير
97
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
ترجمته در مصر اگر جمال او ديدندى * يوسف به بهاى هيچ نخريدندى ايشان كه ملامت زليخا كردند * دل را عوض دو دست ببريدندى لشيخ نجم الدّين رازى قدّس اللّه سرّه هركه را اين عشقبازى در أزل آموختند * تا أبد در جان او شمعى ز عشق افروختند وان دلى را كز براى وصل او پرداختند * همچو بازش از دو عالم ديدگان بردوختند لشيخ « 1 » المرشد « 2 » قدّس اللّه سرّه اذا ذكر الأخيار يوما بمجلس * فأفّ على اسمى أن يكون له « 3 » * 595 * از هجرت اى « 4 » * الدّمع من عينى معبّر در عشق تو اين دل رهين . . . * وز درد تو جانم خراب . . . « 5 » [ لشيخ « 6 » نجم الدين رازى قدس اللّه سرّه ] بس در اين منزل چگونه باب هجر آرند باز * بىدلانى كاندر آن منزل به وصل آموختند لاجرم چون شمع گاه از هجر او بگداختند * گاه چون پروانه بر شمع وفا بس سوختند
--> ( 1 ) صحيح : للشيخ . ( 2 ) ظاهرا چنين خوانده مىشود . ( 3 ) اين بيت و سرفصل آن در حاشيه پايين صفحه و مورب نوشته شده است ، و كلمهاى از آخر بيت افتاده است . ( 4 ) دو سه كلمه خوانده نمىشود . ( 5 ) اين دو بيت در حاشيه بالاى صفحه به صورت مورب نوشته شده است و دو كلمه از مصراع اول آن ناخواناست . ( 6 ) صحيح : للشيخ .